این کتابی که دارم برای امتحان دفاعی میخونم اینجوریه که:
مرده داره نماز میخونه
زنه از گردنش آویزونه
بعد مرده اینجوریه که:«عزیز من، این چه کاری است؟ میگوید بشتابید به سوی بهترین عمل، آن وقت تو میآیی شیطان میشوی؟»
دارم میمیرم😭😂
هیچکس نیست... احساس میکنم بلاگفا رو سکوت فرا گرفته...
Today
18 Jan 2024 ، ساعت 4:59 PMعذاب وجدان امروز: نه گفتن به جواهری
از ادبیات فارسی متنفرم.
I'm blind and also dumb
16 Jan 2024 ، ساعت 5:7 PMاینجانب یک عدد احمق کور میباشم که مثل آدم پیام آریافر رو نخونده و کلاسی که فرداست رو امروز رفته
بخندم یا گریه کنم😭😂
میزان آمادگیم برای ترم دوم= 648201946739103764829–
POV
13 Jan 2024 ، ساعت 9:57 AMPOV: گوشیتو بعد سه روز از مدرسه گرفتی ولی از دار دنیا یه نفر و داری که بهت پیام بده اونم گوشی نداشته
پیامایی که برات میاد: ایرانسلی عزیز، شما هم میتوانید در نجات درختان سرزمینمان سهیم باشید...
TO ME
12 Jan 2024 ، ساعت 4:48 PMBirthday party
11 Jan 2024 ، ساعت 11:46 PMخب ... خوب بود. یکم ضایع بود ولی خوب بود😂 کلا تو تولدا احساس ضایع بودن میکنم
ولی ... نمیدونم، درسته از اجتماع و مهمونی بدم میاد ولی خب دورهمی های خانوادگی که شامل مامانبزرگم، داییم و خاله هام میشه رو دوست دارم
Party
11 Jan 2024 ، ساعت 9:24 PMبه لحظات ملکوتی خوردن کیک نزدیک میشویم...😂
جدی برات کیک بیارم؟ @Parya
احساس بدی دارم که من کیک تو رو خوردم ولی تو نه😔
نوشته های کوتاهم اینجوریه انگار هر چند ساعت یکبار میام توییت میزنم میرم😂
Status
11 Jan 2024 ، ساعت 6:42 PMIn the name of god
Im gonna die becaues of my period pain
Thanks, Bye
از همین تریبون اعلام میکنم... لعنت به حیدریان و نوری (در حال تلاش برای با ادب جلوه دادن*)
تقلب
9 Jan 2024 ، ساعت 11:28 PMجاهایی که نمیتونم برای امتحانا به زن قشنگم تکیه کنم، فقط رو تقلب نوشتن زیر ساعتم حساب میکنم😂🚶🏻
الان مچ دستم دور تا دورش نوشتهست😂
FIFTEEN
7 Jan 2024 ، ساعت 7:8 PMپارسال همین موقع : FOURTEEN
ادامه نوشته..My Lovely Parents <3
7 Jan 2024 ، ساعت 4:53 PMاحساس میکنم از بس ابراز احساسات نمیکنم، مامان بابام یادشون رفته چقدر دوستشون دارم.
احساس بدی دارم.
My birthday
7 Jan 2024 ، ساعت 4:50 PMامروز پریای احمق پاشد اومد اینجا، بهم کادو داد، بعد بغلم کرد.
بعد رفتیم کافه جای خونمون. کیکش مزه عن میداد.
بعد رفتیم طوس تحریر. کلی چرخیدیم. آخرم برای اینکه دست خالی برنگردیم میخواستیم یه چیز کوچیک بخریم که بعد از اینکه خریدیم فهمیدیم اصلا هم کوچیک نبوده.
بعد کشوندمش خونهمون. باهم آهنگ خوندیم.
بعد تست گروهبندی هاگوارتز داد. بعد همگروه شدیم. (ریونکلاو)
بعد خلاصه پیتزا خوردیم و هری پاتر نگاه کردیم.
بعدم بیشعور پاشد رفت.
کامل. جامع. مختصر.
به هرحال. مرسییی @parya