Day~13
10 Mar 2023 ، ساعت 9:12 PMخب خب، از امروز بگم
امروز ناهار بر عهده بابام بود، منم هوس آش کرده بودم. خلاصه با موتور زدیم بیرون به دنبال آش، آخرم هیچجا نداشت، رفتیم بنزین زدیم برگشتیم 😂🤦🏻
بعد به این نتیجه رسیدیم میتونیم بریم مشهدبرگر پس لباسامون رو عوض کردیم و ایندفعه با ماشین زدیم بیرون😂
تو رستوران من طبق معمول پپرونی خوردم، پارسا هم مخصوص. مامان بابا هم از رستوران بغلی پلو سفارش دادن.
بعد از نهار رفتیم تپه کنار رستوران. بالاش مجسمه سیمرغ بود و بعد که رسیدیم کنارش بابام گفت نقالی بخون. منم بعد از بحث های بسیار شروع کردم.
راستش احساس میکنم توقعم از مردم خیلی بالاست چون هیچکی بعدش هیچ اهمیتی نداد، به هر حال اگه من بودم و کس دیگه ای این کارو انجام میداد براش دست میزدم:)
انی وی، بعد رفتیم یه پارک که هنوز افتتاح نشده بود ولی چندتا سرسره داشت پس یا همونا بازی کردیم. راستی یه طبل هم بود، بعدش طبل زدیم😂
بعدم رفتیم سوپر و پارسا یه کیت کت برداشت، بابام هم کلی دعواش کرد که چیزای خارجی گرون برمیداره😔😂
بعدم که اومدیم خونه و یکم کتاب خوندم و فیلم دیدم.
الانم که الانه دیگه، همین😂